کورمانج ها و شوا چله
شوا چله گره
کورمانج ها و شوا چله
کردهای شمال خراسان رسومات زیبایی در شب یلدا دارند، در این شب کسانی که نامزد هستند برای نامزدهای خود طبقهایی بنام سرچلگگی بوکان میفرستند که معمولا این کار از طرف خانواده داماد انجام میشود.
درون خوانچهها شیرینی، پرتقال، سیب، انار، هندوانه، آینه و پارچه قرار داده شده که با پولک و تور تزیین میشود، هنگام غروب، زنان فامیل برای کمک به منزل داماد میروند و در این مراسم شادی و پایکوبی هم میکنند.
پس از آن طبقهای آماده بر سر افرادی گذاشته میشود تا روانه خانه عروس شوند و مادر عروس پس از تحویل گرفتن طبقها، هدایایی مانند پول یا شیرینی به کسانی که طبقها را حمل کردهاند میدهد.
فردای این شب مادر دختر تمام طبقها را در اتاق مهمان میچیند و از زنان فامیل دعوت میکند تا برای صرف شیرینی و میوه به منزلشان بیایند. عروس را رسم بر آن بود با بستن دهان از پدرشوهر و برادر شوهر بزرگ به تبار شوی احترام بگذارد .
یلدا، شب هنرنمایی بخشی های شهیر کرمانج
در گذشته خوراک ویژه «بژریرک » شامل ترکیب مقوی و انرژی بخشی از دانه های گندم بود عنوان نمادی از این شب شناخته می شد. نقل روایت های امیرارسلان نامدار و نشستن بخشی های نامدارکرد چون مرحوم سلطان رضا بخشی و رحیم بخشی و علی بابا رستمی و.....بر تکیه گاه و برافذوختن آتش در اجاق ها و شنیدن حکایات متعددو منظوم عاشقانه کردی ازدیگر برنامه های شب چله بود .
خوردن قارمه و اوونگ های میوه و بازی های فکری
در این شب، پدربزرگ ها و مادربزرگ ها ابراز محبت بر نوه ها و فرزندان را اکمل ومادربزرگ ها با نگاهی از سر اغماض به بساط انبارهای ها !دست و دل بازی را آشکار و هرانچه در اندرونی قرار داشت تقدیم مجمع ها که نوعی سینی مسی بزرگ بود از تنقلات که به اصطلاح کوردی دنه می گویند پر و در وسط نهاده تا میل شود . پدر بزرگ های باسواد نیز از خواندن شاهنامه برای کودکان دریغ نورزیده و بساط شاهنامه خوانی داغ بود .و آونگ های انگور و گلابی ها و هندوانه ها یا همان قرپوزهای تکمران و زیارت و... را که زیر کاه های کاهدان ها قرار داشت از راه میرسید و چشمان کودکان قلب هندوانه ها را نشانه میرفت و قبل از اینکه بخورند آب از د هانشان جاری میشد و برخی نیز با قرار دادن سیب زمینی های زیر ذغال حجت را بر خودنی ها تمام می کردند خلاصه شبی بود از شب ها ...و بازی های فکری نیز رایج بود که بیشتر شامل چیستان ها میشد .
پا در تنور!!: از آنجا که کد بانوی خانواده احتمال می داد که شو چله جمع خانواده جمع و و نان تازه باید بر سر سفره قرار گیرد تنور را با ریختن هیزم روشن وپخت نان را شروع می نمود . . پخت نان بیشتر در غروب صورت می گرفت تا نان تازه وگرم بماند غروب شب چله کودکان روستا و محله با دیدن روشنایی تنور ها بر کناره های تنور رفته و پاهای خود را داخل تنور گذاشته تا توسط حرارت بجای مانده از پخت نان گرم شود و از این فرصت کوتاه تا زمانی که بدنشان گرم بود کنار تنور می نشستند و گل می گفتند و صدای خنده شان انرژی بخش زمین و زمان بود .هیچ قهر و کینه ای در کار نبود و تدوام دوستی بود ومهربانی .
شب شنیدن چیروک : داستان های کردی که به چیروک معروفند جایگاه خاصی را ادبیات مردم شمال خراسان دارند . در شب چله هنر چیروک گویان بر همگان بیشتر ثابت میشد چراکه قصه گوئی و سخنوری در جمع کار هرکسی نبود چه بسیار کهن سالانی که قصه بلد نبودند و از شنیدن چیروک از زبان روایان چیروک ها لذت می بردند و صد البته بچه ها بیشتر !
بخشی از رسوم شب چله مربوط به خاطرات کودکی ام در روستای قلجق استکه چله با ابهت و بهترین شکل در بین کردها اجرا میشد