شادمهر: شهردار، شورای شهر را اغفال کرده است:

شادمهر: شهردار، شورای شهر را اغفال کرده است

شهردار: چرا پس از دو سال به فکر استعلام از رزومه ام افتادید

شادمهر: شهردار، شورای شهر را اغفال کرده است/شهردار: چرا پس از دو سال به فکر استعلام از رزومه ام افتادید    ,

به گزارش خبرنگار اترک نیوز، شادمهر عضو سئوال کننده از شهردار گفت: شما در زمان کاندیداتوری خود در صحن شورا عنوان کردید که دارنده مدرک فوق لیسانس مدیریت هستید و به زودی مدرک دکتری خود را از دانشگاه تهران دریافت خواهید کرد اما تا آنجایی که بنده مطلع هستم با گذراندن دوره در دانشگاه به کسی مدرک دکتری نمی دهند، بنده مدارک شما را از دبیرخانه وزارت کشور استعلام کردم و از حراست استانداری استعلام کردم که هیچ کپی از مدرک دکتری شما در این استعلامات رویت نکردم در این خصوص توضیح دهید؟
شهردار در پاسخ به این عضو شورا گفت: اولا این مسئله شخصی است که ارتباطی ندارد که به شما توضیح دهم با این وجود، توضیح می دهم.
شادمهر: کجای این موضوع شخصی است؟
شهردار: این حرف شما به این معنا است که 13 نفر عضو شورای شهر حواس شان نبوده و فقط شما حواستان جمع بوده که این یک توهین به سایر اعضای شهر است.
شادمهر: اشکال ندارد از نظر دوستان این موضوع توهین محسوب نمی شود.
جمشید گریوانی: آقای شادمهر بیان این موضوع توهین است و معنای حرف شما این است که اعضای شورا طی این دو سال این موضوع را نفهمیده اند و شما که تازه به این جمع شورای شهر اضافه شده اید این موضوع را فهمیدید.
ما نمی دانیم این جلسه محاکمه است یا طرح سوال از شهردار!؟
شهردار: بنده یک حکم از وزیر کشور دارم که در 12 آبان ماه سال 92 به این سمت انتخاب شدم و در تاریخ سوم دی ماه همان سال نیز ابلاغ این مسئولیت برای بنده صادر شد، بنده در حراست و اداره اطلاعات و فیلترهای مختلف مصاحبه شده ام تمام مدارک تحصیلی ام را از من خواسته اند و ارائه داده ام که در نهایت وزارت کشور حکم بنده را ابلاغ کردند و حالا شما می گویید که وزارت کشور حواسش نبوده است و گول خورده اند و بدون رویت مدرک تحصیلی ام برای بنده حکم انتصاب را صادر کرده اند.
شادمهر: من چنین چیزی را نگفتم.
شهردار: بنده شرایط احراز پذیرش این مسئولیت را داشته ام و برای بنده این حکم ابلاغ شد، بنده کارمند رسمی دولت هستم و بر اساس قانون مدرک بنده برای تعهد خدمت در پرونده کار گزینی ام ثبت شده است و بر اساس قانون هر کجا که مراجعه کنم حکم کارگزینی رسمی بنده به عنوان مدرک تحصیلی قید می شود، زشت است که این حرف ها را می زنید شما به حکم وزیر کشور نیز می گویید که بی اعتبار است اگر قرار بر انتقاد باشد بنده حاضر به پاسخگویی هستم اما این سوالات تخریب است و انتقاد نیست، این حرف شما به این معنا است که وزیر کشور ابلاغش را الکی زده است و گول خورده است! این چه طرز سوال پرسیدن است!
افشین فر: خبرنگاران بنویسید که شهردار مدرک دکتری خود را به شورای شهر ارائه ندادند.
شهردار: بنده مدرک تحصیلی را نباید به شما ارائه دهم، مدرک تحصیلی را باید به وزارت کشور ارائه می دادم که ارائه داده ام و احراز سمت شدم حالا رئیس شورای شهر بجنورد با وزارت کشور مکاتبه کند و بگوید این شورا در مورد مدرک تحصیلی براتیان شبهه دارد.
همچنین بنده ادعا دارم که مدرک فوق لیسانس مدیریت را دارم و در حال جمع بندی برای مدرک دکتری هستم.
در عین حال باید خاطر نشان کنم که یک قانونی برای کارکنان رسمی دولت وجود دارد مبنی بر اینکه کارکنان رسمی دولت حق تحصیل در رشته های مستمر را ندارند و فقط کارکنان رسمی می توانند در دوره های پودمانی شرکت و مدرک ارتقای تحصیلی خود را اخذ کنند، بنده در آن مرحله بودم وقت نکردم که پیگیری کنم متاسفانه زندگی شخصی خود را از وقتی که شهردار شدم تعطیل کردم همچنان اخذ این مدرک بلاتکلیف مانده است و هر موقع که از شهرداری بروم اخذ آن را پیگیری خواهم کرد اگر به مدرکم مشکوک هستید می توانید از وزیر کشور استعلام کنید تا ایشان به شما رسما اعلام کنند.
افشین فر: ضمن اینکه اعلام شده بود که امشب رسما مدارک شما را از شما تحویل می گیریم سوال می کنم که شما مدرک دکتری دارید یا خیر؟
شهردار: خیر ندارم.
گریوانی: این محاکمه است یا سوال؟
شادمهر: جناب شهردار می گویید که از وزارت کشور استعلام کنید، این بدعت جدید است!
شهردار: گفتم که اگر به مدرک شک بنده دارید از وزیر کشور استعلام کنید و شما باید این استعلامات را در سال قبل انجام می دادید.
افشین فر: هیچ کارمندی به خودش این اجازه را نمی دهد وقتی مدرک تحصیلی وی را می خواهند رویت کنند برود حکم کارگزینی اش را نشان بدهد.
شهردار: خانم افشین فر بنده عرض کردم که شما از وزارت کشور پیگیری کنید.
افشین فر: بنده به این نتیجه رسیدم که شما حکم خود را به شورا ارائه نمی دهید.
شادمهر: جناب شهردار گفته اید که اولین کسی هستید منطقه ویژه اقتصادی شهید رجایی را راه اندازی کردید و این برای بنده خیلی جالب است، آیا در این خصوص حکمی یا مدرکی داشتید؟
شهردار: الان شما به دنبال چی چیزی هستید! و این چه ربطی به عملکرد شهرداری دارد.
شادمهر: بنده به دنبال عملکرد نیستم.
شهردار: براساس قانون طبق ماده 73 چنانچه یک یا چند نفر از اعضای شورای شهر به عملکرد شهردار و یا شهرداری اعتراض داشته باشند شهردار مورد طرح سوال شورای شهر قرار می گیرد.
شادمهر: شما براساس ادعایی که مستندات آن را  ندارید شورا را اغفال کردید و پستی را گرفتید و بنده می گویم که مدارک را ارائه دهید و شما ما را به وزارت کشور ارجاع می  دهید!
شادمهر: شما ادعا داشتید که چهار سال نماینده سازمان بنادر در مجلس شورای اسلامی بودید، براساس تحقیقاتی که انجام دادم تنها کسی که می تواند رابط بین یک وزارت خانه و مجلس باشد مدیر کل پارلمانی است.
شهردار: بودم و ادعا می کنم.
افشین فر: رزومه ای که با خود آورده اید به جلسه شورا، سندیت ندارد شما باید سند ارائه دهید.
شهردار: بنده به شما خانم افشین فر که رئیس شورای شهر بجنورد هستید تذکر می دهم که سوالات شما ربطی به ماده 73 ندارد اما اسناد و کپی این ادعا را به شما می دهم.
همچنین خاطر نشان می کنم که سازمان بنادر اصلا در چارت سازمانی خود چیزی به عنوان معاونت پارلمانی ندارد و تمام بخش ها به صورت تخصصی است.
افشین فر: جناب شهردار در سخنرانی دفاعیه خود در شورا ادعا کردید که یکسری از مشاغل و پست هایی را بر عهده داشته اید الان که سوال می شود شما باید مدارک آنها را به شورا ارائه دهید!
شهردار: شما گفتید که در قالب چهارچوب صحبت کنید بنابراین در راستای ماده 73 قانون شوراها شما باید درباره عملکرد شهرداری از بنده سوال کنید اما این سوالات ربطی به عملکرد شهرداری دارد؟
افشین فر: این نیز عملکرد است وقتی که شما بابت اخذ رای رزومه می دادید باید بتوانید این رزومه را اثبات کنید!
شهردار: چرا پس از دو سال به دنبال اخذ مستندات رزومه ام افتاده اید.
شادمهر: خبرنگاران بپرسند کسی که ادعا می کند چهار سال نماینده سازمان بنادر در مجلس بوده چه پستی در این رابطه تعریف شده است تا همان مدرک برای این پست ارائه شود.

شهردار: اعضای شورا، به دنبال چه چیزی هستید؟/افشین فر: تصمیمی بر استیضاح شهردار نداریم,
***

به گزارش خبرنگار اترک نیوز، شادمهر عضو سوال کننده از شهردار پرسید: جناب شهردار عنوان کرده بودید که مدیر کل فاینانس داخل و خارج سازمان بنادر ایران بودید بنده از سازمان بنادر پرسیدم آنها گفتند که چنین پستی در این سازمان نداریم همچنین شما در برنامه سخنرانی خود برای اخذ رای از شورا گفته بودید که تالیف 10 جلد کتاب مدیریت و سه جلد کتاب در زمینه مهارت های زندگی را داشته اید و بنده در خصوص این 13 جلد کتاب رفرنسی را پیدا نکردم و با سازمان بنادر نیز تماس گرفتم که آنان گفتند آقای براتیان یک جلد کتاب با نام آنچه که باید مدیران بدانند در دو جلد چاپ داشته اید، حال در این زمینه چه مستنداتی ارائه می دهید؟

 

شهردار: در زمینه آنچه که مدیران باید بدانند پنج جلد کتاب چاپ داشته ام و پنج جلد دیگر نیز در مرحله ویرایش و آماده چاپ است.

 

شادمهر: اشاره داشتید در سازمان بنادر کشور مدیری بودید که پنج هزار نیروی رسمی و دو هزار نیروی قراردادی و در بخش اجرایی نیز دو هزار نیرو را به صورت مستقیم و 14 هزار نیرو را به صورت غیر مستقیم مدیریت کرده اید، بنده از این سازمان استعلام کرده ام آو نان گفتند که در سطح کشور حدود شش هزار نیرو داریم حال در خصوص این موضوع چه مستنداتی برای ارائه این گفته خود دارید؟

 

شهردار: چه کسی این حرف را به شما زده است، این موضوع را از چه کسی سوال کردید که این اطلاعات غلط را به شما داده است؟

 

شادمهر: پست سازمانی شما چه بود که این همه نیرو را تحت مدیریت خود داشتید؟

 

شهردار: بنده معاون اداری مالی و برنامه ریزی سازمان دریانوردی بودم و این آماری که به شما داده اند آمار اشتباه است می توانید استعلام بگیرید، در حال حاضر مدیریت تمامی بخش های بنادر کشتیرانی را به بخش خصوصی واگذار کرده اند و بخش خصوصی این مدیریت را انجام می دهد.

 

شما اعضای شورا به دنبال چی هستید؟

 

شادمهر: به دنبال واقعیت!

 

شهردار: پس از دو سال به دنبال واقعیت هستید؟

 

شادمهر: در زمان اخذ رای اشاره داشتید که به مدیریت درآمد هزینه اعتقاد دارم که باید ابتدا کسب درآمد داشت و سپس هزینه کرد اما وضعیت آمارها چنین چیزی را نشان نمی دهد؟

 

شهردار: بنده ادعا کردم که در سازمانی کار کرده ام که کسب درآمد داشتیم و هزینه می کردیم در حال حاضر نیز این چنین است و بنده در چهارچوب ضوابط مالی و بودجه مصوب هزینه می کنم.

 

شادمهر: اشاره کردید که تا درآمدی نداشته باشم، هزینه نمی کنم، اما بدهی ها این را تایید نمی کنند؟

 

شهردار: درآمد با نقدینگی متفاوت است.

 

شادمهر: جناب شهردار گفته بودید که شهردار مدیر سیاست های شورا است، اعضای شورای شهر حدود سه ماه قبل به شما نامه نوشتند و گفتند که شما به بیش از 400 نامه شورا جواب نداده اید و به بسیاری از مصوبات شورا نیز عمل نکرده اید؟

 

افشین فر: در این خصوص بنده نیز عنوان می کنم که از جمله مصوباتی که به شما اعلام شد اما اجرایی نشد یک مورد آن تسطیح جاده باباموسی برای انتقال زباله است، مورد دیگر در زمینه برگزاری مناقصه ماشین آلات سبک و سنگین است که به دلایلی شورا آن را ابطال کرد و سه بار به شما نوشته شد که مناقصه قانونی را طبق تعاریف ارائه شده، انجام دهید که شما نیز بنا به دلایلی از اجرای این مصوبه استنکاف کردید همچنین در مورد افزایش نرخ عوارضات شهرداری در سال 93 که در برخی از آیتم ها به افزایش 400 درصدی نیز رسید، شورا در مورد پرداخت حق بیمه تامین اجتماعی پرسنل شهرداری نیز مصوب کرده بود که اجازه ندهید مبالغ بدهی به تامین اجتماعی زیاد شود تا مجبور به واگذاری زمین ها به تامین اجتماعی شویم که در حال حاضر شهرداری شش میلیارد و 400 میلیون تومان به تامین اجتماعی بدهکار است و  تاکنون نیز مبلغی بابت بدهی به تامین اجتماعی پرداخت نکرده اید و در مورد بازگشایی خیابان آزادی که ترافیک خیز است نیز مشکل حل نشده است؟

 

شهردار: بنده برای این موارد مطرح شده توضیح دارم.

 

افشین فر: توضیح شما توجیح است، شما موظف به اجرای این مصوبات هستید و استنکاف شما از اجرای این مصوبات تخلف محسوب می شود.

 

شهردار: الحمدالله طی این دو سال بیش از چند صد مصوبه داشته اید که فکر نمی کنم که این چند مورد یاد شده در دل این چند صد مصوبه چیزی باشد و به آن مواردی که عمل نکرده ام به صورت کتبی به بنده اعلام کنید بنده نیز مستندات را برای عدم اجرای آنها ارائه خواهم داد.

 

و اما درباره تسطیح جاده باباموسی باید بگویم به اعضای شورا گفته بودم که با توجه به اینکه قرار است دفن زباله از باباموسی به نقطه دیگری منتقل شود اجرای این مصوبه را اصلاح کنید چون انجام آن توجیح ندارد اما به دلیل اصرار شما بر اجرای آن، بنده نیز تسطیح جاده را انجام دادم.

 

در مورد برگزاری مناقصه ماشین آلات، با توجه به اینکه در حال حاضر استانداری در حال استعلام نحوه اجرای آن است، باید عنوان کنم بنده مناقصه را قانونی انجام داده ام و مراحل قانونی اجرای آن را طی کرده ام اما آن را شما تایید نکردید و دوباره شرایط جدیدی را گذاشتید که دوباره آن را به مناقصه گذاشتم.

 

در مورد افزایش نرخ 25 درصدی عوارضات شهرداری در سال گذشته نیز باید بگویم که چون شورا دفترچه عوارض سال 93 را ابطال نکرد بنده نیز طبق دفترچه عوارض قانونی عمل کردم.

 

و درباره بدهی به تامین اجتماعی باید عنوان کنم زمانیکه مسئولیت شهرداری را تحویل گرفتم بر اساس مصاحبه مدیر این سازمان در سال 92  که اعلام کرده بود شهردای بجنورد 13 میلیارد و 800 میلیون تومان به تامین اجتماعی استان بدهکار است بنده نیز پیگیری کردم و بابت تسویه این بدهی 94 قطعه زمین به تامین اجتماعی واگذار کردم و در سال 93 نیز مجوز فروش 18 میلیارد تومان را برای تامین نقدینگی پروژه ها اخذ کردم.

 

افشین فر: این زمین ها ذخایر شهرداری هستند تا برای بازگشایی صرف شوند، نمی شود که بدهکاری های شهرداری را از محل این ذخایر پرداخت کرد!

 

شهردار: درباره بازگشایی خیابان استقلال نیز باید عنوان کنم که مالک خواهان دریافت مبالغ بسیار بالا بود بنابراین میان شهرداری و مالک توافقی صورت نگرفت و در همین راستا از سوی دادستانی خواستار اعمال ماده 9 برای این مالک شده ایم تا دادستانی حکم بر تخریب این ملک دهد.

 

افشین فر: باید عنوان کنم که شهردار هیچ یک از مدارک خواسته شده را در این جلسه به شورا تحویل ندادند و حتی مدرک فوق لیسانس شهردار نیز به روئیت اعضای شورا نرسید همچنین 13 کتاب تالیفی ایشان به شورا تحویل نشد.

 

درحالیکه قرار بود این جلسه، یک جلسه عادی باشد اما در روز گذشته در شبکه های اجتماعی توسط عده ای مشخص جوسازی خاصی انجام شد که به استیضاح شهردار تعبیر کرده بودند اما در جلسه آینده آقای شادمهر نظر خود را کتبا به بنده اعلام خواهند کرد که آیا از پاسخ های شهردار قانع شده اند یا خیر؟ ولی به هیچ عنوان قرار بر این نیست این طرح سوالات منجر به استیضاح شهردار شود، جناب شهردار به کار خود ادامه دهید.

 

همچنین باید خاطر نشان کنم که باید حق طرح سوال برای شورای شهر باقی بماند در غیر این صورت شورا تبدیل به یک شورای بی خاصیت خواهد شد.

روزنامه خراسان شمالی 18آبان :
پاسخ شهردار به شورای شهر
 
 بیابانی - شهردار شامگاه یک شنبه در جلسه فوق العاده شورای شهر حضور یافت و پاسخ های خود را در خصوص ده سوال مطرح شده، توسط یکی از اعضای شورای شهر، ارائه داد.
رئیس شورای اسلامی شهر بجنورد در ابتدای این جلسه با تأکید بر این که سوالات بسیار بدیهی است و طبق روال همیشگی جلسات شورای شهر از شهردار پرسیده شده، عنوان کرد: بر اساس ماده 3 قانون شهرداری ها باید شهردار در این جلسه ضمن پاسخ به سوالات عضو شورای اسلامی شهر مدارک و مستندات خود را به منشی شورا تحویل بدهد.
«اعظم السادات افشین فر» از دیگر اعضای شورای شهر درخواست کرد که در حین پاسخگویی به سوالات صحبتی نشود، زیرا این جلسه فقط برای پاسخگویی شهردار به سوالات عضو شورای اسلامی شهر تشکیل شده است.
«شادمهر» عضو شورای اسلامی شهر که شهردار را مورد سوال قرار داده بود با تأکید بر این که متأسفانه در فضای مجازی سوالاتم را به یکی دیگر از اعضای شورا منتسب کرده بودند، گفت: این در حالی است که من به عنوان یک عضو جدید شورای اسلامی شهر حق دارم که سوالات خود را از شهردار پیرامون حداقل مسائلی که تجربه کار در آن ها را داشتم بپرسم و شهردار هم برای راستی آزمایی اظهاراتی که داشت باید پاسخگوی این سوالات باشد.
وی با بیان این که بر اساس ادعاهای شهردار به مغایرت هایی رسیدم بر همین اساس هم طرح سوال کردم، گفت: تنها قصدم از مطرح کردن سوالات تعامل صادقانه با شهردار بود که متأسفانه در فضای مجازی به حاشیه کشیده شد که جای تالم و تأسف دارد.
«شادمهر» سوال اول خود را  درباره ادعای شهردار، زمانی که می خواست نظر اعضای شورای شهر را جلب کند مطرح کرد و  خطاب به براتیان گفت: برای جلب اطمینان شورای شهر ادعا کردید که برای تأمین درآمد پایدار و جذب منابع مالی برای طرح های عمرانی از طریق صندوق توسعه ملی، انتشار اوراق مشارکت و فاینانس های داخلی و خارجی وارد عمل می شوید، ولی طی این مدت درآمد شهرداری فقط از طریق اخذ عوارض تأمین شده است، تا چه اندازه از راهکارهایی که گفته بودید استفاده کردید؟
شهردار بجنورد هم با بیان این که شهرداری یک سازمان غیردولتی است، گفت: تمام ساختارهای شهرداری اعم از منقول و غیر منقول از طریق مردم تأمین می شود و همه آن چه که سرمایه شهرداری و شورای شهر است متعلق به مردم است.
«براتیان» با تأکید بر این که توسعه مشارکت های مردمی نسبت به گذشته رشد بسیار خوبی داشته است، ادامه داد: متأسفانه روند طرح سوال آن طور که در یادداشت روزنامه خراسان شمالی مطرح شده است، نبود.
وی ادامه داد: در یادداشت این روزنامه آماده است که سوالات محرمانه است در حالی که این سوالات تحت هیچ شرایطی محرمانه مطرح نشد و در قالب نامه مثل نامه های همیشگی شورای شهر به پیوست نامه رئیس شورای شهر حتی بدون پاکت در جلسه شورا به من تحویل داده شد.
وی با اشاره به اعمال ماده 73 که در چاپ جدید ماده 78 شده است، افزود: بر اساس این ماده قانونی ابتدا باید تذکر داده می شد و بعد طرح سوال، در صورتی که مستقیم طرح سوال ارائه شده است و  مرحله سوم هم ارائه توضیحات شهردار است، بر همین اساس من بعد از گذشت 10 روز، توضیحات خود را ارائه و امروز هم در جلسه فوق العاده شرکت کردم.
شهردار در ادامه پاسخ به سوال نخست «شادمهر» گفت: در کتابچه ای که به شورای شهر ارائه داده بودم 16 منبع را برای تأمین منابع در آمد شهرداری معرفی کردم، به عنوان مثال استفاده بهینه از نیروی انسانی و جلب اعتماد شهروندان که در هر 2 زمینه موفق عمل شده است.
وی اظهار داشت: به دلیل پررنگ شدن تحریم ها طی این بازه زمانی در حوزه فاینانس های داخلی و خارجی نتوانستیم آن طور که باید وارد عمل بشویم.
وی با اشاره به دیگر منابع معرفی شده مالی، عنوان کرد: متأسفانه در اعتبارات این صندوق، بودجه ای برای خدمات عمرانی و شهرداری ها در نظر گرفته نشد، در حوزه اوراق مشارکت و استفاده از تسهیلات بانکی هم شورای شهر تمایلی به این راهکار نداشته و اعتقاد دارد که اخذ وام به منزله بدهی برای شهرداری است.
وی هم چنین به علل استفاده نشدن از خط اعتباری و ال سی هم اشاره کرد.بعد از توضیحات شهردار، «شادمهر» پرسش هایی را پیرامون پاسخ های شهردار مطرح کرد و گفت: زمانی که شما به عنوان شهردار انتخاب شدید بحث تحریم ها مطرح بود، اگر احساس می کردید قابل استفاده نیست نباید از همان ابتدا مطرح می شد ضمن این که اعضای شورای شهر مشکلی با اخذ وام نداشتند، شما پیگیری نکردید و ادله خود را در این زمینه ارائه ندادید.
«براتیان» با تأکید بر این که شهرداری پایان سال به اثبات خواهد رساند که به لحاظ مالی مشکلی ندارد، گفت: طی 2 سال که از خدمتم در این مسند می گذرد حتی پرداخت حقوق پرسنلم یک روز هم به تعویق نیفتاده است، با این تفاسیر در چنین روزی به جای تشکر و تبریک تولد آغاز به کارم در شهرداری، مورد توبیخ اعضای شورای شهر قرار گرفته ام.
«شادمهر» با تشریح سوال دوم خود، گفت: روزی که قرار بود شهردار بجنورد شوید عنوان کردید 60 درصد پرسنل شهرداری مازاد هستند، طی این 2 سال چه اقداماتی را برای حل این معضل انجام دادید؟
شهردار هم در پاسخ با تأکید بر این که چارت جدید برای نیروی انسانی تعریف شده و برای تأیید به وزارت کشور ارسال شده و هم چنان درگیر بوروکراسی اداری است، گفت: با این حال معطل چارت جدید نماندم و با جابه جایی نیروهایی که کمتر بهره وری دارند سعی کردم استفاده بهینه ای از نیروها بشود.
وی با اشاره به راه اندازی معاونت اقتصاد و برنامه ریزی برای ساماندهی نیروی انسانی، افزود: توانمندسازی و آموزش نیروی انسانی و برگزاری کلاس های مهندسی ارزش برای نخستین بار در کشور از جمله اقداماتی بود که انجام دادم.
«افشین فر» رئیس شورای اسلامی شهر بجنورد در واکنش به اظهارات شهردار، گفت: با تمام آن چه گفتید آمار چیز دیگری را بیان می کند از ابتدای سال 93 تا کنون شما 61 نفر نیروی جدید استخدام کردید، اگر نیرو مازاد داشتیم علت جذب نیروی جدید چه بود؟
«براتیان» هم با بیان این که گسترش و نگهداری از فضای سبز و حتی معابر به نیروی جدید نیاز داشت، گفت: هیچ نیرویی در بخش های اداری جذب نشده است.
«افشین فر» گفت: شما این کار را انجام دادید و لیست تمام نیروهای اداری جذب شده را در اختیار داریم. 
«شادمهر» با اعتراض به این که مدیریت نیروی انسانی مربوط به معاونت منابع انسانی است و ربطی به برنامه ریزی و اقتصاد ندارد، گفت: قبلاً اظهار کرده بودید در بحث تعدیل نیروی انسانی دست روی هر نیرویی می گذارید صدای یک مسئول بلند می شود، اگر ثابت قدم می بودید باید استوار بر سر حرفی که زده بودید باقی می‌ماندید.
شهردار هم در پاسخ به وی گفت: من که این نیروها را گزینش نکردم، نیروهایی هستند که از قبل بوده و در نهایت به من تحمیل شد، نمی توانستم این افراد را از کار بیکار کنم، سعی کردم از تک تک آن ها استفاده بهینه ای داشته باشم.
   شهردار به «افشین فر» گفت: شما الان جلسه را اداره می کنید یا این که مدافع یک عضو شورا هستید؟ 
در ادامه جلسه «شادمهر» از شهردار خواست تا درباره مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد خود توضیح دهد و عنوان کرد: درمدارکی که رئیس شورای شهر آن زمان به وزارت کشور ارسال کرده بود اثری از مدرک تحصیلی شما نبود، که این مسئله جای تعجب داشت، برای همین می خواهم توضیح دهید.
«براتیان» با بیان این که مسئله مطرح شده کاملاً خصوصی است و در حوزه مسائل شهرداری نیست، گفت: ابلاغ بنده 2 ماه بعداز صدور حکمم از سوی وزارت کشور صادر شد و طی این مدت از فیلترهای زیادی عبور کردم و تمام مدارک و مستنداتی که ارائه داده بودم مورد ارزیابی قرار گرفت.
وی با اعتراض به طرح این سوال گفت: با این وجود شما وزیر کشور را زیر سوال می برید، اگر من شرایط احراز این پست را نداشتم ابلاغی از سوی وزارت برایم صادر نمی شد.
وی افزود: با توجه به این من کارمند رسمی دولت هستم، آخرین مدرک تحصیلی که موفق به اخذ آن شده ام در حکم کارگزینی ام قید می شود و دیگر نیازی به ارائه مدرک نیست، این یک اصل قانونی و قابل استناد است.
وی تأکید کرد: بر اساس قانون فقط کارکنان دولت حق تحصیل در رشته های  مستمر را ندارند و می توانند با شرکت در پودمان های آموزشی و ارائه مقاله و کتاب بعد از تشخیص و ارزیابی کمیته تخصصی به مدرک تحصیلی بالاتر دست یابند، تمام اسناد و مدارک در این زمینه موجود است.
وی افزود: در حال حاضر به دلیل مشغله ای که در شهرداری داشتم موفق به پی گیری برای اخذ مدرک دکترا نشدم ولی با صرف مدت زمان حداقل 6 ماه مدرک تحصیلی دوره دکترا را اخذ خواهم کرد.
  «افشین فر» عنوان کرد: در جلسه شورای شهر حکم کارگزینی خود را به عنوان مدرک تحصیلی نشان دادید ولی این کار را درجایی دیگر انجام ندهید زیرا این حکم اصلا به منزله مدرک تحصیلی نیست و این که می گویید وزیر کشور برای شما ابلاغ صادر کرده است دال بر این نیست که شما مدرک تحصیلی فوق لیسانس دارید چرا که شاید وزیر حکم و ابلاغی را برای شهرداری صادر کند که مدرک فوق دیپلم دارد. 
شهردار در پاسخ به این سوال که ادعا کرده بودید موسس منطقه ویژه اقتصادی شهید رجایی و نماینده سازمان بنادر در مجلس شورای اسلامی هستید، گفت: این سوالات ربطی به عملکرد شهرداری ندارد ، بر اساس ماده قانونی ذکر شده من باید پاسخگوی سوالات مربوط به حوزه عملکرد شهرداری باشم.
«افشین فر» گفت: به خاطر بیان این اظهارات شما از شورای شهر رأی اعتماد گرفتید باید مستندات این اظهارات را ارائه دهید و حرف های خودتان را به اثبات برسانید.
«شادمهر» در بخش دیگر از سوالات خود خواست تا شهردار درباره 13 کتابی که عنوان کرده بود که تألیف کرده توضیح بدهد و این کتاب ها را در اختیار شورای شهر قرار دهد.
«شادمهر» ضمن ارائه سوال خود گفت: در حال حاضر فقط یک کتاب با عنوان «آن چه باید مدیران بدانند» با نام شهردار موجود است، در همین ارتباط آیا شما مولف کتاب هستید یا مطالب را گردآوری کرده اید؟
شهردار هم در پاسخ به این سوال و سوال دیگری پیرامون سابقه مدیریتی خود و تعداد نیروهایش در بخش های مختلف سازمان بنادر، توضیحاتی را ارائه داد.
در ادامه این جلسه شهردار درباره پست و مقام مدیریتی خود در سازمان بنادر و کشتیرانی و ارتباط سابقه شغلی خود با وظایف و هم چنین نحوه کسب درآمد در شهرداری توضیحاتی  ارائه کرد.
«براتیان» گفت: در گذشته کارمند سازمانی بودم که مانند شهرداری مبتنی بر درآمد و هزینه اداره می شد، با تجربه ای که در این زمینه داشتم طی سال 93 شهرداری به لحاظ هزینه شرایط خوبی را سپری کرد.
  شهردار به «شادمهر» گفت: شما به دنبال چه چیزی هستید؟ کاش این انرژی را صرف مسائل شهری می کردید. 
«شادمهر» با بیان این که شما از ارائه مدرک تحصیلی و هم چنین کتاب های خود و دیگر مستندات به شورای شهر تا این لحظه امتناع کردید، گفت: بیش از 400 مصوبه شورای شهر را پاسخ ندادید و در خیلی از مسائل نظر اعضای شورای شهر برایتان بی اهمیت بود و نسبت به اجرای آن بی توجه بودید.
در ادامه رئیس شورای شهر به مصوباتی اشاره کرد که شهردار از انجام آن ها سر باز زده است و ادامه داد: تسطیح جاده باباموسی، ابطال مناقصه ماشین آلات سنگین، رعایت نکردن افزایش 20 درصدی عوارض و هم چنین پرداخت نکردن بیمه کارکنان بعد از این که با سازمان تأمین اجتماعی تسویه حساب شد از جمله مواردی است که می توان به آن اشاره کرد.
وی افزود: توضیحات شما الان به منزله توجیه است و باید آگاه باشید استنکاف شهرداری از مصوبات شورای شهر تخلف به حساب می آید.
شهردار بجنورد هم با تأکید بر این که بعد از این که دلایل خود را برای تسطیح نکردن جاده موسی ارائه دادم و شورا قانع نشد بلافاصله تسطیح جاده انجام شد و می توانید از جاده بازدید کنید، گفت: در ارتباط با عوارض هم اعضای شورای شهر دفترچه را باطل نکردند برای همین من مجبور بودم بر اساس دفترچه قانونی عوارض اخذ کنم.
«براتیان » با بیان این که برخی از توافقات با شورای شهر به صورت شفاهی انجام شد ،تأکید کرد: سال 93 مجوز فروش 18 میلیارد زمین برای برای اجرای پروژه های شهری داشتم ولی من دست به فروش حتی یک قطعه زمین هم نزدم.
در پایان جلسه، رئیس شورای شهر با بیان این که شهردار هیچ گونه مدرکی به شورای شهر برای رویت تحویل نداد، گفت: فقط هدف این عضو شورای شهر طرح یک سوال معمولی بود ولی متأسفانه عده ای مشخص  و شناخته شده طوری این طرح سوال را پردازش کردند که در فضای مجازی تبدیل به استیضاح شده بود.
«افشین فر» تأکید کرد: طی جلسه آینده باید عضو شورای شهر که پرسش ها را مطرح کرده است به صورت کتبی اعلام کند که آیا از پاسخ هایی که شهردار داد قانع شده یا نه؟
وی با تأکید بر این که اعضای شورای شهر قصد استیضاح شهردار را نداشته و ندارند،  اظهار کرد: شاید شهردار از سوالات اعضای شورای شهر ناراحت شده باشد ولی این حق طبیعی شورای شهر است و مردم هم اگر می خواهند شورایی پویا و فعال داشته باشند باید این حق را به شورا بدهند که بر عملکرد شهرداری نظارت داشته باشند و شهردار هم باید در برابر اقداماتی که انجام می دهد پاسخگوی پارلمان محلی باشد.
«جمشید گریوانی» عضو شورای شهر در پایان جلسه با تأکید بر این که به من توهین شده است، گفت: در این جلسه از شهردار سوال نشد بلکه شهردار محاکمه شد.
در حاشیه: 
* شورای شهر این امکان را فراهم آورد که برخی از شهروندان که تمایل به پیگیری بودند به صورت زنده در یکی از سالن های شورای شهر شاهد پرسش و پاسخ ها باشند.
 * نیروهای انتظامی تمام این مدت بیرون از جلسه و در محوطه شورای شهر حاضر بودند.
* تعدادی از طرفداران شهردار بعد از اتمام جلسه مشاجراتی را با اعضای مخالف شهردار داشتند.
*شهردار فلش حاوی اطلاعات خود را برای نمایش به شورای شهر تحویل داد.
*قبل از به اتمام رسیدن جلسه پرسش و پاسخ از شهردار عکس های این جلسه در فضای مجازی منتشر شده بود.

بومسلم کُرد خراسانی:

بومسلم کُرد خراسانی

 

ابومسلم کُرد خراسانیدکتر شهرام امیری فر – پژوهش در تاریخ کردهای خراسان در ایران پیش و پس از اسلام می تواند روشنی بخش پرده هایی تاریک از تاریخ سرزمین عزیزمان باشد. تاریخ ایران در هنگامه ورود آریاییها از خراسان بزرگ ریشه می گیرد. و \”ایرانویج\” که حدود منطقه خوارزم می باشد. در یادکردهای اوستا به تاریخ سرزمین کهنسال ایران قدم می نهد. مردمان خراسان بیش از هر منطقه دیگری گردن بر خدمت به ادبیات، تاریخ و فرهنگ ایران زمین گزارده اند. سرزمین خراسان در تمامی درازنای تاریخ خود، همواره از اقوام و باورهای مختلفی هویت گرفته است. یکی از کهن ترین اقوام خراسانی، کردان هستند که پژوهشهای عمیق در اسناد و مدارک معتبر از حضور موثر کردان خراسانی در تاریخ پیش از اسلام و پس از آن در تمامی ادوار تاریخی خراسان حکایت دارد. یکی از این دوره های تاریخی در پس از اسلام روزگار عباسیان است. عباسیان که پس از امویان نژاد پرست حکومت را به یاری ایرانیان در دست گرفتند، نسب به عباس عموی پیامبر می برند. ایرانیان که یکی از اقوام غیر عرب تحت ستم امویان بودند به یاری بهزادان پسر ونداد هرمز معروف به ابومسلم بر امویان تاختند و زمینه ساز حکومت عباسیانی شدند که در دیوان سالاری و حتی طراحی لباس های خود شدیدا ایرانی و علی الخصوص ساسانی مآب بودند. ابومسلم به توصیه ابراهیم امام از بزرگان عباسیان به جهت در امان ماندن از نژاد پرستی عربی امویان نامش را به \”عبدالرحمن بن مسلم\” تغییر داد.

کنیه او ابو اسحاق و شهرتش ابومسلم بود. شهرت ابومسلم در براندازی امویان باعث شده که عرب و کرد و فارس و ترک او را از خود بدانند وانگهی در سپاه ابومسلم همه این اقوام حضور داشته اند و حتی ترکان علوی آناتولی ابومسلم نامه هایی که افسانه و داستان سرایی است به زبان ترکی برای او سروده اند و او را از خود می دانند .و در فارسی نیز ابومسلم نامه طرطوسی , ضیاء نخشبی و خواجه نصیر طوسی موجود است. لیکن منابع معتبر بر کرد بودن او تاکید دارند مهمترین این منابع کتاب تاریخ سیستان است که مکمل نظر ابن خلکان و مقدسی است که آنان نیز ابومسلم را کرد دانسته اند . محققین برجسته دنیا و مورخین دوره اسلامی بر ایرانی بودن ابومسلم اتفاق دارند .۳ آغاز قیام: ابومسلم خراسانی که مجمل التواریخ و القصص اصل او را از مرو می داند ۴ از موالی ایرانی و بنده خانواده \”عجلی\” بود که در ماه بصره از رستاق های اصفهان زندگی می کرد.

پس از اینکه فرزندان ادریس بن عیسی عجلی توسط هشام بن عبدالملک به جرم دوستداری بنی هاشم و خاندان پیامبر زندانی شدند. ابومسلم را نیز با خود به زندان بردند. سلیمان بن کثیر از زندانیان شیعه دیدار می کند و به ابومسلم علاقمند می شود. او را به سوی محمد بن علی ۵ می فرستد. پس از مرگ محمد بن علی فرزندش ملقب به ابراهیم امام در سال ۱۲۸ هجری ابومسلم را مامور آشکار ساختن دعوت بنی عباس در خراسان می کند. ابن اثیر از نامه ای سخن می گویدکه ابراهیم امام به ابومسلم می نویسد : «اگر توانستی عرب زبان در خراسان نگذاری چنین کن و هر کودکی که قدش به پنج وجب رسید و درباره او شک داشتی خونش را بریز »۶ البته در مراحل بعد قبایل یمنی به قیام ابومسلم می پیوندند.ابومسلم به خراسان می آید و انقلابی ملی – مذهبی را آغاز می کند. بیشتر یاران ابومسلم را روستاییان کرد تشکیل می دادند

روستاییانی که ابومسلم به آنها گرفتن انتقام خون یحیی بن زید نواده امام حسین (ع) را وعده داده بود.این روستاییان پس از مرگ ابومسلم در مناطق کردنشین غرب کشور ساکن میشوند و باعث تقویت سلسله اهل حق در آن مناطق میشوند . ابومسلم ، نصر بن سیار (۶۶۳ – ۷۴۸م) حاکم خراسان را که گماشته امویان بود شکست می دهد و کار عباسیان بالا می گیرد و در نهایت آخرین خلیفه اموی، \”مروان حمار\” به دست یاران ابومسلم خراسانی کشته می شود. و ایرانیان خود را از ستم یک سلسله نژاد پرست می رهانند. با پیروزی قیام، برادر ابراهیم امام به نام ابوالعباس معروف به سفاح (دژخیم) اولین خلیفه عباسی می شود. سلسله ای که تشکیل آن مدیون ابومسلم و یارانش بوده است. مولف تاریخ سیستان در قرن پنجم هجری می نویسد: \”نشستن ابوالعباس سفاح به خلافت و بیعت ابومسلم کرد و سپاه وی\” (ص ۱۳۶ تصحیح ملک الشعرا بهار)ّّّّ پایان کار ابومسلم ابومسلم در راه به بار نشستن حکومت عباسیان تلاش های بسیاری می نماید. و حتی به سلیمان بن کثیر که آزاد کننده او از بردگی بود. به جهت اینکه گمان می کرد برعلیه حکومت است ، بدگمان می شود و او را می کشد.

ابومسلم زمانی که می خواهد از راه قوچان به حج برود از سفاح درخواست دیدار می کند و می نویسد چون مردم بسیاری را داغ دار کرده است از اینکه سپاهیان کمی همراه بردارد از جان خود در بیم است (ص ۱۳۳ سده های گمشده) سفاح به او اجازه داد هزار مرد جنگی با خود همراه کند زیرا حکومت بنی عباس مدیون اوست و همه سرباز اویند. اما سفاح در نهان نقشه قتل ابومسلم را در سر داشت. حتی پیش از این تاریخ در سال ۱۳۵ هجری زیاد بن صالح در آن سوی بلخ شورش کرده بود و ابومسلم در جریان خواباندن شورش او ، شخصی را توقیف کرده بود که از سوی بنی عباس مامور کشتن او بود. (ص ۱۳۴ سده های گمشده) هرچند عُمرِ خلیفه عباسی ( سفاح) کفایت نکرد تا به ابومسلم خیانت کند و در سال ۱۳۶ هجری سفاح در حدود ۳۰ سالگی به بیماری آبله درگذشت و برادرش منصور (ابو جعفر) به نام دومین خلیفه عباسی بر تخت نشست. ابومسلم از ابتدای حکومت عباسیان، منصور را به هیچ می گرفت و این موضوع سبب شد تا منصور که اکنون خلیفه شده، کینه او را بر دل بگیرد و نقشه قتل او را ساز کند.منصور در یکی از روزهای شعبان ۱۳۷ هجری با کثیف ترین نیرنگ های فرمانروایانه ابومسلم را به نزد خود آورد و به وضع فجیعی او را کشت.

ابو دلامه شاعر ایرانی تبار سلسله عباسی که از خواص منصور و مهدی خلفای عباسی بوده و مقدسی شعر او را فراوان و نیکو و پسندیده دانسته است ,در این باره شعری سروده که چنین است: ابا مجرم ما غیر الله نعمه علی عبده حتی یغیرها العبد افی دول المنصور حاولت غدره الا ان اهل الغدر آباؤک الکرد (وفیات الاعیان ابن خلکان ج ۲ ص ۱۵۵) «ای ابا مجرم خداوند نعمتی را از بندگان دریغ ندارد تا وقتی که خود بنده آنرا تغییر بدهد. آیا در دولت منصور غدری را می اندیشیدی؟ آگاه باش که پدران کرد تو همانا از اهل غدر بودند» .

عبدالحی حبیبی مورخ برجسته افغانستان در کتاب تاریخ افغانستان بعد از اسلام می نویسد: در این شعر پدران ابومسلم را کرد گفته اند و امکان دارد که از اکراد مرو بوده باشند که خراسانی بودند.( رج کنید به تاریخ افغانستان پس از اسلام ) ضمن اینکه ایرانی بودن شاعر , گواه بر اطلاع او از نسب ابومسلم است. در احوالات ابومسلم مجمل التواریخ و القصص از قول مداینی درباره ابومسلم می نویسد : مردی بود کوتاه، به لون اسمر ، و نیکو و شیرین و فراخ پیشانی ،و نیکو محاسن ،و دراز موی و دراز پشت و کوتاه ساق و فصیح اندر لفظ .و شعر به تازی و پارسی گفتی ، و هرگز مزاح نکردی و نخندیدی مگر به حرب اندر ……… تازیانه وی شمشیر بود و بر کس به عقوبت اندر رحمت نکرد از دور و نزدیک و هرچه به خراسان اندر مهتران بودند ، از یمن و ربیعه و قضاعه و ملوک و دهقان و مرزبان همه را بکشت به دعوت بنی عباس اندر.و چون بکشتندش ۳۷ ساله بود و هیچ چیز از املاک و عقار و بنده و غیره از وی باز نماند ، مگر پنج کنیزک خدمت کننده .(ص ۳۲۷) ابومسلم مردی فوق العاده با سیاست و کیاست بود و به همین خاطر نژاد و عقیده خود را در جهت رسیدن به هدف مخفی نگاه می داشت و حتی خود را به اعراب منتسب می کرد ۸٫ به روایتی امام جعفر صادق (ع) دعوت ابومسلم را جهت قیام و در دست گرفتن خلافت قبول نکرد. در سیاسی بودن یا عقیدتی بودن این رد دعوت از سوی امام (ع) اتفاق نظر وجود ندارد. هرچند به نظر می رسد امام (ع) او را شیعه راستین و حتی مسلمان نمی دانسته است. نظر پروفسور رجبی درباره ابومسلم چنین است : مورخ او را مردی بیشتر سیاسی کار می داند تا مذهبی، این امکان هم وجود دارد که او رهبر جبهه ای ملی بوده است که از ائتلاف چندین حزب مذهبی – سیاسی تشکیل شده بوده است. در این دوره در ایران حزب های سیاسی – مذهبی فراوانی فعالیت داشته اند. به عبارت دیگر ابومسلم را می توان رهبر یک جریان ملی – مذهبی دانست که آمیخته ای بود از همه آرمانهای ملی و مذهبی ایرانیان. (ص ۱۴۰ سده های گمشده جلد۱)

به نظر می رسد این آشفتگی در باور اعتقادی ابومسلم را دکتر محمد سلطانی با پژوهش دقیق و عالمانه خود نظم داده باشد، ایشان ضمن کرد دانستن ابومسلم , می نویسد: پس خرمدنیان با حفظ اصول اعتقادی خویش و مشابهت آیینی در این انشعاب طریق ابومسلم را پذیرفتند و پس از آنکه بعنوان سپاهیان ابومسلم در کرمانشاهان و حلوان و کردستان مستقر شدند (ر.ک جغرافیای تاریخی و مفصل کرمانشاهان ج ۳) و ابومسلم به خدعه به بغداد فراخوانده شد و به قتل رسید به محض اطلاع در کوهها و قلاع همان حوالی که جایگاه اصلی اکثر قریب به اتفاق آنان بود پناه بردند. که سپس نهضت جاویدان بن شهرک پیش آمد و پیوسته او شدند. (ر.ک قیام و نهضت علویان زاگرس ص ۲۳) نظر خواجه نظام الملک در سیرالملوک ، درباره اندیشه ابومسلم اینگونه است : «اما قاعده مذهب خرمیه آن است که رنج از تن های خویش برداشته اند . آنچه از کارهای دین مسلمانی است ، چون قیام کردن و نماز گزاردن و گرفتن روزه و کردن حج و اجتهاد کردن با دشمنان خدای عز و جل و سر شستن جنابت و حرام داشتن خمر و بجای آوردن زهد و پرهیز و هرچه فریضه است از آن دور بودن . و جوینده نیستند هیچ به شریعت دینی و راه ملت مصطفوی ….. اصل مذهب مزدک و خرمه دینان و باطنیان هر سه یکی است و پیوسته آن خواهند تا اسلام را چون برگیرند . وخویشتن را به راستگویی و زاهدی و پرهیزگاری و به محبت آل رسول به مسلمانان نمایند ، تا مردم را صید کنند چون قوت گرفتند و مردم به دست آرند ، در آن کوشند که امت محمد را علیه السلام براندازند و به زیان آرند و کافران را بر امت محمد علیه السلام بیش از آن رحمت است که ایشان را » احتمالا همین موضوع بوده است که امام صادق (ع) به ابومسلم و یارانش اعتماد نداشته است.شاید خرمدین بودن ابومسلم پایانی باشد بر کشمکش های نظریه های مورخان در باب اعتقاد و مذهب ابومسلم کرد خراسانی. قیامهای سنباد, راوندیه، اسحاق ترک۹ و … که برای خونخواهی ابومسلم صورت گرفت می تواند تایید کننده نظر دکتر سلطانی باشد.

بر اساس نوشته های مورخانی چون اصطخری ، ابن حوقل ،مسعودی ، مقدسی و بشاری مقدسی خرمدینان تا قرن ۴ هجری حضوری واضح داشته اند . ابومسلم دختری به نام فاطمه و نوه ای به نام مهدی بن فیروز داشته است که فرقه ابومسلمیه را با همان مرام خرمدینی تاسیس می کنند ، خرمدینان در قرون بعد به مسلمانی تشبه کرده اند و کم کم در میان ایشان مستهلک گشته اند ، گروهی به علویان و گروهی دیگر به اسماعیلیان پیوستند و ابوجعفر احمد بن الحسین بن سعید اهوازی معروف به دندان (متوفی ۲۵۰ هق) جماعتی از اکراد جبال و اهل کوه بذ (بدین) را که خرمدینی بودند به مذهب خود درآورد.

پی نوشت

۱- پیش از آریاییها مردمانی در ایران زندگی می کرده اند که دارای زبانی غیر آریایی بوده اند و با هیچکدام از اقوام کنونی جهان نسبت زبانی نداشته اند. لیکن گروهی از آنان به کردان نسبت نژادی دارند.

۲-جاحظ دولت بنی مروان را عرب اعرابی و دولت بنی عباس را اعجمی خراسانی می خواند (البیان و التبیین ج ۳ ص ۲۰۶، ابوسلمه که از توانگران کوفه بود، تباری ایرانی داشت گفته اند که حکومت عباسی با شمشیر ابومسلم و پول ابوسلمه روی کار آمد. (سده های گمشده به نقل از نهضت های سیاسی مذهبی در تاریخ ایران نوشته ابوالفضل نبی)

۳-. رجوع کنید برتولد اشپولر تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی جلد ۱ ص ۶۴ و سده های گمشده جلد ۱ ص۱۴۲

۴- زندگی ابومسلم نیز مانند دیگر بزرگان تاریخ در هاله ای از ابهام است .منابعی مانند تاریخ گزیده و مطهر بن طاهر مقدسی ، محاسن اصفهان و … او را از اصفهان می دانند ولیروضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات ، ابن‌عبدربه در العقدالفرید و . سراج-الانساب او را خراسانی می دانند .عبد الحی حبیبی این موضوع را ناشی از موالی بودن ابومسلم می داند و احتمال می دهد چون در اصفهان زاده شده، مورخان دوره اسلامی چنین نظری داده اند. آلتون دانیل به نقل از نیکی کدی مینویسد : ابومسلم با سیدجمال الدین اسد آبادی از نظر توانایی در نهان داشتن نیاکان خویش و نیز برپا داشتن شور انقلابی همانند است .ص ۱۲۸تاریخ سیاسی و اجتماعی خراسان در آغاز حکومت عباسیان

۵- محمد بن علی ملقب به امام پس از آنکه دعوت عباسی را بنیاد نهاد به سال ۱۲۵ هجری درگذشت اما با کوشش وی , دعوت در راه توفیق افتاده بود. محمد به هنگام مرگ عنوان خویش را به پسرش ابراهیم تفویض کرد که به دوران وی, کشاکش عباسیان و امویان وارد مرحله جدی شد و این تحول از آنجا پایه گرفت که ابومسلم خراسانی به دعوت عباسیان پیوست و نیرویی تازه بدان داد.

۶- البته باید خاطر نشان داشت که به توصیه ابراهیم امام قبایل یمنی نیز در این قیام کمک های بسیاری به ابومسلم کردند. قابل تامل است که رهبر این یمنیان جدیع بن شبیب معروف به \”کرمانی\” بوده است و پیش از اسلام حکومت یمن در دست ایرانیان بوده، و محتمل است که ایرانیان بسیار در یمن ساکن بوده اند.ضمن اینکه کرمانی ، نام یکی از طوایف کردان است.

۷- رجوع کنید به پیشگفتار مترجم کردان گوران و مساله کرد در ترکیه – نوشته هاکوپیان و حصارف – ترجمه سیروس ایزدی. و کتاب قیام و نهضت علویان زاگرس جلد اول

۸- منصور خلیفه عباسی در رد عرب بودن به ابومسلم می گوید: نه تو بودی که برایم نامه نوشتی و نخست نام خود را آوردی وعمه ام آمنه دخت علی را خواستگاری کردی و چنین فرا نمودی که پسر سلیط بن عبداله بن عباسی

۹–در دوره اسلامی به تمامی افراد ساکن ماوراء النهر، جدا از زبان و نژاد آنها، ترک گفته می شده است. پروفسور رجبی به نقل از الفهرست ابن ندیم می نویسد: ظاهرا اسحاق را از این روی ترک می خوانده اند که به شهرهای ترک رفته و مردم را به گرویدن به ابومسلم دعوت می کرده است. ص ۱۶۸ اشپولر نقل میکند که احتمالا اسحاق ، عرب یا یهودی بوده است (ص ۱۴۲ تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی ).با سپاس از دوست و محقق ارجمند جناب دکتر شهرام امیری فر .

 

 
 

 

استاد اقدسی با گلیل «گل ایل» را زنده کرد

دوشنبه ۴ آبان ۱۳۹۴

کد خبر : 806

Untitled-1

«گلیل» در راه است :  مصاحبه اختصاصی با یعقوب حاتمی تدوین کننده کتاب شعر گلیل با خبر شدیم گلیل در راه است، پیگیر شدیم ببینیم گلیل چیست و چگونه و از کجا می آید؟ و چه کسی گلیل را به خانه هایمان میهمان کرده است؟ ما مردم خراسان شمالی، علی الخصوص شیروانی ها، نام گلیل […]

«گلیل» در راه است :  مصاحبه اختصاصی با یعقوب حاتمی تدوین کننده کتاب شعر گلیل
با خبر شدیم گلیل در راه است، پیگیر شدیم ببینیم گلیل چیست و چگونه و از کجا می آید؟ و چه کسی گلیل را به خانه هایمان میهمان کرده است؟
ما مردم خراسان شمالی، علی الخصوص شیروانی ها، نام گلیل را زیاد شنیده ایم و این «گُلِ ایل» را به خوبی می شناسیم و می دانیم گلیل منطقه‌ای ییلاقی زیبا و کوهستانی است با مساحت تقریبى ۰۰۰‚۱۷ هکتار، که در ۸۰ کیلومترى شمال شهرستان شیروان و در حدود نوار مرزى ایران و ترکمنستان قرار دارد. در این منطقه جنگل‌هاى تُنُک اُرس و مراتع سرسبزى وجود دارد و گونه گونى حیات وحش آن نیز قابل توجه است و عشایر «ایل بیچرانلو» تابستان‌ها را در آنجا می‌گذرانند و به خاطر زیبایی بیش از حد این منطقه است که به «گُلِ ایل»  معروف شده است.
براساس شنیده ها کتابی با نام «گلیل» در حال چاپ می باشد، با پیگیری های انجام شده مشخص شد این کتاب به کوشش استاد یعقوب حاتمی چاپ می شود. جهت آگاهی خوانندگان محترم از کم و کیف این حرکت فرهنگی مصاحبه ای را با استاد حاتمی انجام داده ایم که تقدیم حضورتان می گردد:
لطفاً خودتان را معرفی نمائید:
یعقوب حاتمی قلعه حسن هستم متولد سال ۱۳۵۶ در روستای قلعچه شیروان، کارشناس ارشد حسابداری و دانشجوی دکترای مدیریت.
از «گلیل» برایمان بگوئید، که موضوع آن چیست؟
«گلیل» دلنوشته های استاد «بیژن اقدسی» به زبان کرمانجی است، «گلیل» مجموعه ای از اشعار عرفانی، اخلاقی، اجتماعی و … است. مجموعه «گلیل»، یک دایره المعارف کرمانجی کامل، شامل لغات و مَثَل‌های فراموش شده کرمانجی و گنجینه کاملی از فرهنگ و رسوم فراموش شده کرمانجی است.
چرا نام «گلیل» را برای این مجموعه انتخاب نموده اید؟
استاد اقدسی که از عشایر و دامداران قدیمی منطقه شیروان و بزرگ شده در منطقه زیبای «گلیل» می باشند و بیش از نیمی از عمر گرانقدرشان را در «گلیل» گذرانده اند، تخلص شان را از «گلیل» گرفته اند و با تخلص «گلیل» اشعارشان را سروده اند. و به همین دلیل کتاب «گلیل» با شعر زیبای «گلیل» شروع می شود.
آیا استاد اقدسی فقط به زبان کرمانجی شعر می سرایند؟
خیر. استاد اقدسی علاوه بر کرمانجی به زبان فارسی نیز اشعاری را سروده اند، استاد تاکنون حدود شصت شعر کرمانجی و بیست شعر فارسی سروده اند، که در این مرحله بخشی از اشعار کرمانجی استاد در مجموعه «گلیل» در حال طی مراحل چاپ می باشد. و انشاء اله مابقی اشعار کرمانجی به همراه اشعار فارسی استاد نیز در مرحله بعدی به چاپ خواهند رسید.
از استاد اقدسی بگوئید:
استاد «بیژن اقدسی» فرزند «شاه حسین بیگ»، متولد سال ۱۳۱۷ در روستای قلعه بیگ شیروان است. استاد اقدسی تحصیلاتش را در مقطع ابتدائی تا کلاس ششم در شیروان انجام داد و برای ادامه تحصیل در دبیرستان در سال ۱۳۳۲ راهی مشهد شد. اما به علت فوت پدرش به ناچار از ادامه تحصیل صرفنظر نموده و در عنفوان جوانی مسئولیت اداره زندگی خواهر و برادرانش را به کمک مادرش به عهده گرفت و پس از آن به کار گله داری مشغول بوده و به همراه ایل بیچرانلو تابستانها را در گلیل و زمستانها را در مراوه تپه می گذراند.
اشعار استاد اقدسی در چه موضوعاتی سروده شده است؟
اشعار استاد بیشتر در زمینه های اجتماعی، عرفانی، اخلاقی، طبیعت گرایی، میهن دوستی، پند و اندرز، نکوهش دنیا، مهربانی، وفاداری سروده شده اند.
آیا به غیر از «گلیل» کارهای فرهنگی دیگری نیز در دست اقدام دارید؟
بله. در حال نگارش زندگی نامه «کریم خان بیچرانلو» و همچنین شجره نامه «ایل شاملو» معروف به «شامالی» (یکی از شاخه های «ایل بیچرانلو») می باشم.
ممکن است «کریم خان بیچرانلو» را معرفی نمائید؟
«کریم خان» فرزند ارشد «علیخان بیگ بیچرانلو»، آخرین ایلخانی ایل بیچرانلو است، که بر علیه ظلم حکومت منحوس پهلوی قیام نموده و سالها با حکومت پهلوی در منطقه کلاله، گالیکش، گنبد و تهران درگیری داشته و در سال ۱۳۳۸ در تهران به دست عوامل ساواک کشته است. انشاء اله توضیحات کاملتر از زندگی ایشان و یارانشان را در کتاب  می خوانیم.

امکان دارد در خصوص موضوع «شجره نامه» و «ایل شاملو» بیشتر توضیح دهید:
براساس تحقیقات انجام شده، «ایل شاملو» حدوداً سیصد سال قبل در زمان حکومت صفویه به سرکردگی فردی به نام «حسن بیگ» که کرمانج و اصالتاً از منطقه «کوبانی» واقع در شمال کشور «شام» (سوریه فعلی) بوده و جزء افراد عالیرتبه دربار صفویه بوده در ماموریتی به همراه ایل و طایفه اش جهت مرزداری و حفاظت از مرزهای شمال شرق کشورمان  به روستای «قلعه بیگ شیروان» مهاجرت نموده است و به همین دلیل به مردم این ایل « شامالی و یا شاملو» می گویند. در شجره نامه ای که بنده از این ایل ترسیم نموده ام این مردم تقریباً دوازده نسل است که در این منطقه از کشور عزیزمان مشغول مرزداری و حفاظت از مرزهای ایران عزیز می باشند و بنده افتخار این را دارم که اعلام نمایم تقریباً نام تک تک افراد این ایل را بر روی کاغذ آورده ام و از همین جا از تمام شامالی های عزیز درخواست می نمایم در صورت داشتن هرگونه اطلاعات و اسناد قدیمی به بنده مراجعه نمایند تا شجره نامه ای که انشاء اله چاپ خواهد گردید، کاملتر شود.
سخن پایانی:
در پایان از تمامی مردم عزیز خراسان شمالی، علی الخصوص مردم عزیز کرمانج خواهش می کنم که در حفظ فرهنگ و زبان مادری خود تلاش نمایند و با کودکان خود به زبان مادری صحبت نمایند، زیرا «پشت کردن به زبان مادری، پشت کردن به مادر است»، تا به این وسیله مانع از بین رفتن این خرده فرهنگها شویم زیرا این خرده فرهنگها مثل شاخ و برگهای درخت فرهنگ هستند که به رشد و تناور شدن درخت تنومند فرهنگ اصیل ایرانی کمک می کنند.
از وقتی که در اختیار بنده قرار دادید بی نهایت متشکرم.